ضربان قلبم کیانا،ضربان قلبم کیانا،، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

کیانا یکی یه دونم

همسفر زندگیم

شنبه 11 مرداد ساعت 6 صبح به سمت ارومیه حرکت کردیم.عشق مامان برای اولین بار بود که به ارومیه میرفت.برات کلی وسایل و اسباب بازی برداشته بودم و توی ماشین کلی خاله بازی کردی و با خودت کلی حرف میزدی مثلا اینکه از عروسکت مدام میپرسیدی جیش داری عزیزم؟بیا جیش کن و صدای اب در میاوردی که داری میشوریش.بعد میدیدیم صدات نمیاد نگات میکردم میدیدم چه معصومانه خوابت برده.دوست دارم همسفر زندگیم. توی ارومیه هم کلی بهت خوش گذشت اصلا نمیدیدمت همش با بچه ها بازی میکردی و سراغی از من نمیگرفتی.اونجا کلی گاو داشتند که به گاو میگفتی شیر و به  غازها هم میگفتی گنجشک.هرچی درستش رو بهت میگفتیم باز میگفتی شیر و گنجشک.فدای تو بشم شیرین زبونم. شربت مولت...
19 مرداد 1393

ای قبله من خاک در خانه تو

نوش جونت عروسک مامان.   ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو تن خسته و بیمارم درمان منی شور شعر و آوازی در جان منی ای تو هوای هر نفس عشق تو میورزم و بس دل کنده ام از همه کس پناه من تویی و بس تا در دل تو زنده ام از عالمی دل کنده ام در خود رها گشتن خوش است در تو فنا گشتن خوش است ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام تو نغمه ساز منی صدای آواز منی رمز من و راز منی نقطه آغاز منی بر جان من آت...
4 مرداد 1393

شیرینی زندگیم

  کیانارو میخواستیم ببریم پارک. توی خونه گیر داد که باید سوییشرتم رو با خودم بیارم هرچی گفتم زشته الان هوا خیلی گرمه خلاصه که حرفش رو به کرسی نشوندو با خودش اورد،اونم توی دمای 40 درجه!!!!! .توی پارک تنش کرد و زیپشم کشید تا اخرو به من هم گفت آستینهامو تا کن و بعدش رفت بازی کرد.همه نگاهش میکردن و من هم فقط میخندیدم به دنیای زیبای دخترم و به دنیایی که توش هست کلی حسادت کردم. ...
4 مرداد 1393

کارهات زیباست

کیانا دوست دارم. اندازه دنیا ،اندازه خدا،بینهایت دوست دارم. از مدتهاست که همش درگیر لباس پوشیدنی.در روز حداقل 15 دست لباس در میاری و می پوشی.دیگه من کلافه میشم.هرچی بهت میگم که در نیار گوش نمیدی  بهونه میاری خیسه،یا کثیفه،یا دوست ندارم،یا اذیتم میکنه،... خلاصه به هر بهونه ای در میاری. خدا نکنه یه اهنگ نسبتا شاد پخش بشه وای اون وقته که دیگه هلاک میشی .میری لباس رقصت رو میپوشی و گردنبندو النگو انگشترتم میندازی و کفش روفرشیتم پات میکنی و تا میای برقصی هم اهنگ تموم شده بمیرم اون لحظه هم برات ناراحت میشم که یه جور پکر میشی ،هم خندم میگیره که چقدر رقصیدنت دنگ و فنگ داره و توی تکاپو بودی برای یه رقصیدن! ...
25 تير 1393

کیانا عاشقتم

به سان کیان ، پادشاهی تو راست که اینک در این جشن ، شوری بپاست که دلبند من از برای دلم کیانا نگینی به عالم مراست تو عشقی ،تو روحی، تو جان منی کیانا تو را غم نشاید که نیکی تو راست اگر روزگارهمه رنگ را بخواهم که یکرنگ گردد رواست که تو جان من هستی و عمر من کیانا سلامت برای شماست ...
18 تير 1393